دل تنگی


~

دل تنگِ صدایِ خویشم، پس با خویشتن سخن می گویم.

دل تنگِ سکوتِ خویشتنم، پس به درون رجوع می کنم

دل تنگِ خویشتنِ خویشم، و بی خبر از این و آن و آن ها

دل تنگِ کودکِ مهروَرزِ دیروزم که چه بی توقع عشق می ورزید

دل تنگِ خویشم، به سادگی، دل تنگِ من هستم

به خود عشق می ورزم، تا که از بی عشقیِ روزگاران در امان باشم

به آینه می نگرم، به چشمانِ  پُر نورِ وجود خویش،

که پرده ای میانِ من و آینه نبوده و نیست و نخواهد بود

دل تنگ بودم، با خود سخن گفتم، از خود شنیدم، به خود عشق ورزیدم…

و اکنون زنده ام، گر چه کمی دل تنگ و کم آوا

زنده ام من، چرا که از خویشتنِ خویش سخن می گویم

9 thoughts on “دل تنگی

      1. كسي كه بعضي وقتها وبلاگ گردي ميكنه تا بتونه خودشو پشت خوندن قايم كنه

      2. خوب این که خوبه، اما از خودت بگو. کی هستی، چی هستی، چه شکلی هستی :
        )

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s