حالم عوض میشه

خب آخه اصلا کی فکرشو میکرد که من و تو یه روزی به اینجا
برسیم…بشیم اون مایی که من و تو امروز شدیم: من و تو. من بی تو و ما بی تو و تو،
تنها تو…

قلبم تو زندگیش اینقدر بهم دروغ نگفته بود…اصلا قلبم
هیچوقت دروغ نمیگفت…بیچاره اصلا بلد نبود دروغ بگه. تنها کاری که اون بنده خدا
یاد گرفته بود از روز اول عاشق شدن بود، همین و بس…

نمیدونم تو یکدفعه از کجا اومدی و باش چی کار کردی که
اینجوری حالشو ریختی به هم و بهش دروغ رو شناسوندی…دروغ رو به قلبم راه دادی،
آره، تو این کارو کردی، همین توی مهربون، همین توی عاشق…ههه! عشق دیگه چه
کوفتیه؟ چه عشقی؟ چه کشکی؟! ولم کن بابا حال داری…

دیگه قلبم دروغگو شده. واسه خودش راست راست راه میره و هر
لحظه جای یه نفرو تو خودش باز میکنه، خسته شده از عاشق شدن و عاشق نبودن…ببین چی
کار کردی با دل پاک و ساده ی من لعنتی…ببین چی کار کردی با قلبم…

فقط یه گوشه مونده از قلبم که هنوز مال هیچکس نیست.
هیچکس…اون مال منه، مال خود خودم…یا شاید مال تو باشه هنوز اگه روزی اونقدر
بفهمی که شاید لیاقتشو داری…شاید…

چه
هوایه اون بیرون…هوای در هم و هر لحظه در تغییر ولی مدام در عشق…این حال همین
قلبی که از تو دروغ رو یاد گرفت..

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s